من آن شهرم که از باران، پر از طوفان و سیلابمشبیهِ ماهیِ مرده جدا افتاده از آبم ...اگر من را نمیخواهی نمی آیی به دیدارم 'بخور حسرت که من فردا مثالِ باده نابم* «به هر ترفند و جادویی تو را از من جدا کردند»اگر شب ها نمیخوابم بدان شاید که بی تابمپشیمان میشوی حتما شبیهِ ' رستمِ دستان 'صدا میزد که با گریه خدایا مرگِ سهرابم...به ظاهر گرچه آرام و موجه میرسم شایداگر لازم شود روزی خودم شیطان نابابماگر دیدم تو را با او دهانم بسته میماندخلاف آنکه " شیطانم " یقیناً اهل آدابمخودت افتادی از چشمی که میگفتی به تعریفتهمانندت ندیدم من عزیزِ خوبِ جذابم...حانیه اسدی
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: پرهام باقریان
تاريخ: شنبه
26 فروردين
1402 ساعت: 14:33