شبیه ماهی مرده جدا افتاده از آبم
-
تاریخ: 1402/1/26 ساعت: 14:33
من آن شهرم که از باران، پر از طوفان و سیلابمشبیهِ ماهیِ مرده جدا افتاده از آبم ...اگر من را نمیخواهی نمی آیی به دیدارم 'بخور حسرت که من فردا مثالِ باده نابم* «به هر ترفند و جادویی تو را از من جدا کردند»اگر شب ها نمیخوابم بدان شاید که بی تابمپشیمان میشوی حتما شبیهِ ' رستمِ دستان 'صدا میزد که با گریه ...
مثل یک سرباز خسته در پیِ تیرِ تفنگی...
-
تاریخ: 1402/1/26 ساعت: 14:33
مثل یک سرباز خسته در پیِ تیرِ تفنگی ...بی رمق افتاده بودم جنب آن میدانِ جنگی...خواستم از خود بگویم تا ببینی حالِ من رابیخیالی مانع ام شد، چون که بی احساس و سنگی...گیر کردم در شلوغی بی سلاح و غرقِ در خون...گیج و تنها تشنه بودم مثل آن مرغانِ رنگی...در پیِ یک راهِ حلی تا توانستم دویدم..دور گشتم من از آ...
مثل تلقینی که یک مردار میفهمد فقط...
-
تاریخ: 1402/1/26 ساعت: 14:33
مثل تلقینی که یک مردار میفهمد فقط..بغض سنگین مرا سیگار میفهمد فقط..بعد تو دور و برم هم صحبتی پیدا نشد !درد و دل های مرا دیوار میفهمد فقط..با خودم گفتم، که رفتن های او از عمد چیست!؟_ حکمت این کار را آن یار میفهمد فقط...ماهری در کشتن هرکس که قلبش پیش توستحس کشتن را جنایتکار میفهمد فقط...با نوشتن حرفِ ...